MENU

Lily - ترجمه ی فارسی 「متن ترانه」 - Alan Walker

Lily was a little girl
Afraid of the big, wide world
She grew up within her castle walls
Now and then she tried to run



TOP 1 ایران‎


Lily - ترجمه ی فارسی 「متن ترانه」 - Alan Walker

Lily was a little girl
Afraid of the big, wide world
She grew up within her castle walls
Now and then she tried to run
And then on the night with the setting sun
She went in the woods away
So afraid, all alone
They warned her, don’t go there
There's creatures who are hiding in the dark
Then something came creeping
It told her, don’t you worry just
Follow everywhere I go
Top over the mountains or valley low
Give you everything you’ve been dreaming of
Just let me in, ooh
Everything you wantin' gonna be the magic story you've been told
And you’ll be safe under my control
Just let me in, ooh
Just let me in, ooh




She knew she was hypnotized
And walking on cold thin ice
Then it broke, and she awoke again
Then she ran faster than
Start screaming, is there someone out there?
Please help me
Come get me
Behind her, she can hear it say
Follow everywhere I go
Top over the mountains or valley low
Give you everything you’ve been dreaming of
Just let me in, ooh
Everything you wantin' gonna be the magic story you've been told
And you’ll be safe under my control
Just let me in, ooh
Just let me in, ooh
Ooh, ooh, ooh, ooh
Ooh, ooh, ooh, ooh
(Ooh, ooh, ooh, ooh)
Everything you wantin' gonna be the magic story you’ve been told




(Ooh, ooh, ooh, ooh)
And you’ll be safe under my control
Just let me in, ooh
Follow everywhere I go
Top over the mountains or valley low
Give you everything you’ve been dreaming of
Just let me in, ooh
Then she ran faster than
Start screaming, is there someone out there?
Please help me
Just let me in, ooh


Lily - ترجمه ی فارسی 「متن ترانه」 - Alan Walker - ترجمه ی فارسی

لیلی دختر بچه ای بود
از دنیای بزرگ و گسترده می ترسد
او درون دیوارهای قلعه خود بزرگ شد
حالا و سپس او سعی کرد که فرار کند
و سپس در شب با غروب آفتاب
رفت توی جنگل دور
خیلی ترس ، تنها
آنها به او هشدار دادند ، به آنجا نرو




موجوداتی هستند که در تاریکی پنهان شده اند
بعد چیزی خزنده شد
این به او گفت ، نگران نباشی فقط
هرجایی که میرم دنبال کن
بالای کوه یا دره پایین
هر آنچه را که آرزو کرده اید به شما هدیه می کنید
فقط به من اجازه دهید ، اوه
هر آنچه را که می خواهید ، داستان جادویی است که به شما گفته شده است
و شما تحت کنترل من در امان خواهید بود
فقط به من اجازه دهید ، اوه
فقط به من اجازه دهید ، اوه
او می دانست که هیپنوتیزم است
و قدم زدن روی یخ نازک سرد
سپس شکست ، و او دوباره بیدار شد
سپس او سریعتر از فرار کرد
شروع به جیغ زدن ، آیا کسی آنجاست؟
لطفا کمکم کن
بیا منو بگیر
پشت سر او ، او می تواند آن را بشنود
هرجایی که میرم دنبال کن




بالای کوه یا دره پایین
هر آنچه را که آرزو کرده اید به شما هدیه می کنید
فقط به من اجازه دهید ، اوه
هر آنچه را که می خواهید ، داستان جادویی است که به شما گفته شده است
و شما تحت کنترل من در امان خواهید بود
فقط به من اجازه دهید ، اوه
فقط به من اجازه دهید ، اوه
اوه ، اوه ، اوه ، اوه
اوه ، اوه ، اوه ، اوه
(اوه ، اوه ، اوه ، اوه)
هرچه می خواهید می خواهید داستان جادویی باشد که به شما گفته شده است
(اوه ، اوه ، اوه ، اوه)
و شما تحت کنترل من در امان خواهید بود
فقط به من اجازه دهید ، اوه
هرجایی که میرم دنبال کن
بالای کوه یا دره پایین
هر آنچه را که آرزو کرده اید به شما هدیه می کنید
فقط به من اجازه دهید ، اوه
سپس او سریعتر از فرار کرد
شروع به جیغ زدن ، آیا کسی آنجاست؟




لطفا کمکم کن
فقط به من اجازه دهید ، اوه